
|
شطحيات عموقاسم | |
|
2 "لوی لنگدراز" و "سوی ساق کوتاه" رفتن توی خیابون قدم بزنن لوی لنگ دراز و سوی ساق کوتاه عين رفقای صميمی با هم می خنديدن و شوخی میکردن... لوی لنگدراز به سوی ساقکوتاه گفت: "نمیتونی تندتر از اين راه بری؟ من کلافه میشم تو اينجوری راه میری، من هميشه جلوجلو راه میرم، تو هميشه عقب میمونی..." سوی ساقکوتاه به لوی لنگدراز گفت: "من تا جايی که بتونم تند راه میرم!" لوی لنگدراز به سوی ساقکوتاه گفت: "پس من میرم يکی ديگه رو برای قدم زدن پيدا کنم..." حالا لوی لنگدراز تنها قدم میزنه دنبال کسی میگرده که لنگهای دراز عين خودش داشته باشه گاهی وقتا هم ياد اون بعدازظهرای گرمی میافته که با سوی ساقکوتاه قدم میزدن دو نفره سوی ساقکوتاه هم سلانهسلانه توی خيابون راه میره دست تو دست "پيت پاکوتاه" میره اونا قدمای کوتاه برمیدارن و با هم خوشاند، هيچکدوم جلوجلو نمیره و از همديگه عقب نمیمونن... "شل سيلورستاين" * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * راستی! ماها چی؟ ما لنگمون درازه يا ساقکوتاهيم؟ اگه درست نگاه کنيم ميبينيم که هممون يه جورايی داريم دنبال "سو" يا "لو"ی خودمون میگرديم. فقط يادمون نره که زياد مهم نيست که لنگدرازيم يا ساقکوتاه، اونی که مهمه اينه که اگه لنگدرازيم کمی، باور کنين فقط کمی صبر کنيم و قدمای کوتاهتر برداريم و اگه ساقکوتاهيم، عيبی نداره يه کمی تلاش کنيم تندتر زاه بريم که "لو"ی ما کلافه نشه... عموقاسم، ،
بنال بلبل
اگر با منت سر زاريست:
0
بلبل ناليده!
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان عمو |
| لوگو |
| بازديدکنندگان |
| پستهاي قبلي عمو |
| دفترچه يادبود عمو |
|
|
0 نظر داده شده:
شما هم نظر بدين
برگشت به صفحه اصلي